قالب وبلاگ
گل همیشه بهار
دلنوشته ها و خاطرات دو تا دختر 17 ساله
نويسندگان
لينک هاي مفيد

شد خزان گلشن آشنایی

باز هم آتش به جان زد جدایی

دلم گرفته...

بعضی وقت ها ما آدما باید یه چیزایی رو ، یه کسایی رو به خاطر یه سری چیزای مهم تر کنار بذاره و این دقیقا همون کاری بود که من شب گذشته کردم!!

اشک امانم نمیده... و بدتر از اون احساس گناهی که هرلحظه بیشتر میشه.میدونم که کار درست رو کردم ولی ... نمیدونم

خدایا خودت دلیل کارمو خوب میدونی پس قدرت تحملش رو هم بهم بده.میترسم جا بزنم...نمیخوام احساساتم مانع انجام کار درست بشه

دارم دیوونه میشم همینطور دارم به آهنگاش گوش میدم و هـــــــــــی هیچکس درکم نمیکنه حتی اون...من تو اوج دوست داشتن باهاش تموم کردم...امشب زنگ زد قطع کردم گفت حالم بده فقط بذار صدات رو بشنوم جواب دادم داشت گریه میکرد عذرخواهی کرد و قطع کرد ... مسیج دادم که من رو میبخشی؟! گفت دیگه مزاحمت نمیشم ...ولی اون مزاحمم نبود!

بهم مسیج داد و نوشت:

بچه که بودم...

از بس مغرور بودم...

هروقت مامانم میرفت جایی و منو با خودش نمی برد مثل بچه ها پشتش گریه و شیون نمی کردم...

التماس نمی کردم...

ولی به محضی که میرفت میترکیدم از گریه...

بزرگتر که شدم رفتنای زیادی رو دیدم...

چیزای زیادی رو از دست دادم...

اما هرگز برای داشتنشون التماس نکردم ولی شبای زیادی تو تنهایی اشک ریختم و حسرت خوردم هنوزم همونم...

هرگز واسه داشتن و نگه داشتن چیزی یا کسی "التماس نمی کنم"

فقط بی صدا می شکنم!


برچسب‌ها: پریسا
:: چهارشنبه ۱۳٩۳/٧/٩ :: :: ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ :: :: پریسا و ساحل ::
[ Weblog Themes By Night nama ]
درباره وبلاگ

این وبلاگ دلنوشته ها و خاطرات ما دوتاست خاطرات تلخ و شیرینمون و حرف های نگفته ی لحظه هامون.... لحظه هایی که کسی جز یه قلم و کاغذ نداشتیم تا باهاش تقسیم کنیم وحالا میخواییم اون کاغذای احساسمون رو شده رو به نمایش بذاریم تا نظرای بقیه رو بدونیم... دوست داریم بدونیم چندنفر مثل مافکر میکنن... میخواییم بدونیم دلنوشته ها و خاطراتمون واسه چند نفر جالبه.... ما دوتا دختر17ساله هستیم که میخواییم احساساتمون رو با شما به اشتراک بذاریم و منتظرانتقادات و پیشتهاداتتون هم هستیم راستی تبادل لینک هم میکنیم!!
امکانات وب