داره بارون میاد

صدای بارون میاد....صدای ردعد و برق

صدای قطره های بارونی که به پشت بوم خونمون میخوره.......

و من اینجا نشستم و نگاه میکنم به سقفی که چکه میکنه!! اینجا که نشستم سمت راستم یه پنجره بزرگه و فقط از قسمتی از پنجره میشه آسمون رو دید....یه آسمون گریون....یه آسمون خیس.....بقیه ی قسمت های پنجره پر شده از لباس هایی که مامانم روی بند انداخته اینطور که پیداس حالا حالا ها خشک نمیشه...قسمت دیگه ای هم پر شده از خونه ها و ساختمونای بلندی که حتی نمیدونم کی توش زندگی میکنه اونم بعد 8سال زندگی تو این خونه!!

بیچاره مسافرا الآن موش آب کشیده شدن.... و بیچاره دست فروشا که امروز باید با دست خالی برن خونه هاشون...............

بارون بهار....!!!!

هیچوقت بارونو دوست نداشتم(مردم اسمشو گذاشتن هوای 2نفره هههه چه مسخره!!) و چرا دوس نداشتم؟!چون هر وقت بارون میومد تو خونه نقش یه زندانیو داشتم تا یه وقت مریض نشم.

دلم میخواد یه بارم که شده تنها برم زیر بارون و ببینم چه حسی داره؟!

 خیس شدن....سرما خوردن.....دعوا های مامانم....همه رو بیخیال شم و برم!!

برم زیر بارون و گریه کنم واسه اشتباهاتم و توی خاک خیس دفنشون کنم و بعد با صدای بلند بخندم و برقصم واسه چی؟واسه آینده ی روشنم....واسه آینده ی سرشار از موفقیتم!! اونجا دیگه بابام نیس بزنه تو ذوقمو بهم بگه پریسا انقد خیال بافی نکن و منم مث همیشه جواب بدم 10 سال دیگه معلوم میشه!!

میخوام برم زیر بارون و رها شم درست مثل یه پرنده

 پریسا

/ 9 نظر / 21 بازدید
mostafa

زیبا و پر احساس بود ... تو واقعا 16 سالته دختر ؟ من خیلی بارونو دوس دارم آخه جایی که من هستم زیاد بارون نمیاد ... بد وقتی که میاد انگار همه چی زنده میشه .. با آرزو نه اما با برنامه و تلاش به آرزوهات میرسی [چشمک]

علی فاریابی

زیبا بود... [گل] http://fariaby.persianblog.ir/post/62/ http://fariaby.persianblog.ir/post/68/

علی فاریابی

اول اینکه ممنون از اینکه خوندید و بعد اینکه از ماحصل پستهای شما کمی نارضایتی (شاید) یا شرایط سخت رو استنباط کردم... به نظرم رسید خیلی چیزها هست که بودنش موهبته... حتی نگرانی یک مادر... برای خیس نشدن فرزندش... دختر عزیزی که نمی خواهد سرما بخورد... شما شاید از باران احساس قرارگرفتن در آن را درک نکرده باشید، دلگیر نباشید در عوض احساس مادرانه را به خوبی می توانید حس کنید... هرزمان که باران را می بینید بجای آنکه دلتان بگیرد باید شادمان شوید... شادمان از حضور مادری که قلبش برای شما می تپد... باران باید شما را یاد مادرتان بیندازد... با تمام محبتهایش که اینگونه نمود پیدا خواهدکرد... ارتباطش این بود دوست عزیز[گل]

محمد

شهر مام داره الان بارون میاد اونم به چه شدتی تازه باد هم قاطیشه[نیشخند] خداروشکر [لبخند]

محمد

لینکتون کردم ممنون بخاطر لینک خواهشا این دفه اومدین وبم یکم حوصله به خرج بدین و یه مطلب رو بخونین

دختر ایرونی

دنیا دار مکافاته حالا که پی به اشتباهت بردی، تکرارش نکن به من سر بزن خواستی

مجید

خیلی عالی مینویسی[تایید] اخرش رفتی زیر بارون یانه؟[شوخی]

محمد

میگم که . . . شما این دفعه کولاک کردین ها [نیشخند]

رها

خخخخخخ............شیرازی هستی کاکووووووووووووو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟شوما به خودت زحمت نده خودم میام موخونم...........